کودک و نوجوان

قصه 7 کلاغون

یکی بود. یکی نبود 1 مردی بود که 7 تا پسر داشت. خانه‌ای هم داشت سر یک تپه نزدیک 1 چشمه. از برکت کشت و کاری که می‌کرد، با زن و هفت پسرش عمری می‌گذراند وخوشبخت بود. تا اینکه زد خدا به‌اش دختری هم داد. اما دختری چنان ضعیف و ریزه و میزه، که آدم با چشم‌های خود می‌دید باورش نمی‌آمد...

نشر چشمه
2500110223163
۳۲ صفحه
۸ مشاهده
۰ نقل قول
احمد شاملو
صفحه نویسنده احمد شاملو
۲۲ رمان از ویکی پدیای فارسی
احمد شاملو، الف. بامداد یا الف. صبح (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹)، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‏گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می‌شد و از همین روی، خانواده‏ اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ ...
دیگر رمان‌های احمد شاملو
مرثیه‌های خاک و شکفتن در مه
مرثیه‌های خاک و شکفتن در مه احمد شاملو علاوه بر شعر و روزنامه‌نگاری به قصه‌نویسی و نوشتن فیلم‌نامه نیز می‌پرداخت. او باورها، دردها، دیده‌ها و شنیده‌ها را در غالب کلمات به شیوایی بیان کرده‌ است. زیبایی و شیوایی و سادگی اشعار احمد شاملو تحسین برانگیز است و آدمی را متحیر می‌کند. این کتاب یکی از زیباترین آثار احمد شاملو می‌باشد.
خروس زری پیرهن پری
خروس زری پیرهن پری آتیش یه جونت بزنه. به خون و مونت بزنه! با پیشی زشت بی‌حیا. آتیش به جون گرفته‌ها! نقطه رو رحمتم شدین. اسباب زحمتم شدین...
مجموعه آثار احمد شاملو 1 (مجموعه اشعار)
مجموعه آثار احمد شاملو 1 (مجموعه اشعار) مردی ز باد حادثه بنشست مردی چو برق حادثه برخاست آن،‌ ننگ را گزید و سپر ساخت وین، نام را، بدون سپر خواست ابری رسید پیچان پیچان چون خنگ یال‌اش آتش‌، بر دشت برقی جهید و موکب باران از دشت تشنه، تازان بگذشت آن پوک تپه،‌ نالان نالان لرزید و پاگشاد و فرو ریخت و آن شوخ بوته،‌ پر تپش از شوق پیچید و با بهار درآمیخت
مجموعه آثار احمد شاملو (مجموعه اشعار)
مجموعه آثار احمد شاملو (مجموعه اشعار) خوابید آفتاب و جهان خوابید. از برج فار، مرغک دریا، باز. چون مادری به مرگ پسر نالید. گرید به زیر چادر شب، خسته. دریا به مرگ بخت من، آهسته.
گزینه اشعار احمد شاملو
گزینه اشعار احمد شاملو و بدین نمط شب را غایتی نیست نهایتی نیست، و بدین نمط ستم را واگوینده‌تر از شب آیتی نیست.
مشاهده تمام رمان های احمد شاملو
مجموعه‌ها